خرید بک لینک

فقط منتظر بودم یه ایرادی بگیره !!!!!

همونجا هر چی دق دلی داشتم رو سرش خالی میکردم چه دختر بدی شدم

حوصله بحث های الکی نداشتم :|||


+یه دفعه بخش بودیم یکی از پسرا « همه رشته ای » یه کاری کرد من از همون اولش گریه کردم تا آخر روز ...!

موقعی که رو صندلی نشستم اومد گفت معذرت میخوام , میخوای رو من امتحان کن :/

فکر کنم عذاب وجدان گرفته بود

گریه میکردم بی صدا و چشمام قرمز شده بود ....،،، خودشم ناراحت شد !

بدبخت نمیدونست من دلم از یه جا دیگه پره :(((

البته ناگفته نماند تقصیر خودشم بود !!! ولی خب من بیشتر برای همون موضوع همیشگی گریه کردم.


#انگار من رئیسش ام نه اون خخخخخ والا !

باید میگفتم نظرتون چیه جامون عوض بشه ؟

البته اولش یه ذره کلاس اومد :/

اما من خودم اِندِ کلاسم

برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 15:21

صفحه بندی