خرید بک لینک

اگر این چند روز به شکل داغونی گذشت و تا حالا اینقدر داغون نشده بودم!

اما نمیشه از لبخند های امسال گذشت :)

۱-وقتی با وجود اینکه سنم کم بود اما میون اون جمع سن بالا و تحصیلات عالیه منو تحسین میکردن:) البته به خاطرش خیلی سختی کشیدم .

۲- وقتی یه نفر بهم گفت من شما رو میشناسم دیدمتون اصلا هم برگام ریخت و هم خوشحال شدم نمیدونم چرا کلی هم تعریف کاری کرد :)

۳- وقتی بهم گفت شما فوق العاده ین اونم بعد از مدت ها که من اینقدر منتظر این جمله بوووودم که بالاخره یه جای عالییی و یه فرد عالییی این حرفُ بهم زد:)

۴- وقتی که با چند نفر در یک گروه علمی صحبت میکردیم و غرق صحبت که اینکار کنیم اون کار کنیم بعد گفتن آرام خانوم نظر شما چیه ؟ منم گفتم آره خوبه و یه سری هم پیشنهاد دادم نمیدونم چرا اونا کلی خوشحال شدن و منم اون لحظه لبخند زدم :)

۵- وقتی حس کردم که تونستم به کسی امید زندگی بدم:)

۶-وقتی یکی از مغرور ترین های روزگار از من تشکر کرد، واقعا لبخند داشت :) تازه دعوت هم کرد ولی من نپذیرفتم اما همچنان بهم احترام میذاره.

۷-وقتی با بهترین افراد آشنا و دوست شدم از جای مختلف ایران با لهجه های متفاوت، همه هم خفن

۸-وقتی نیمه شب پیام برام فرستاد بعد از نتایج که آرام تو خیلی خوبی و گفت دلم میخواد بیام ببینمت یه روزی :)

۹- وقتی خواب دیدم یه فسقل موچولو دارم و زندگیم رو دوست دارم از ته دلم، آشپزی میکردم کارای خودمو انجام میدادم، اذیت میکردم شاید اینو بذارم به عنوان بهترین خوابم :)چون فکر کنم در نهایت دوست داشتن و لذت بردن از زندگی مهمه! البته بعد از این خواب گریه هم کردم

+ممنون از پسرک تنها که منو دعوت کردن، دیدن اسمم اون لحظه با اون حالت ناراحتی کلی خوشحالم کرد اینم یه لبخند دیگه بود :)

زهرا طلائی

آرامم ( فائزه )

شهرزاد

Marya.m

یسنا سادات

Fateme

حنانه

جناب محمد حسین

ساشوسا

خانوم لبخند

جناب امیر

لاله ( ابری سفید ) ---» وبت چی شد؟

سولین

ح.جیمی

نرگس (کارگاه خیال )

جناب فتل فتلیان

جناب رفیق نیمه راه

جناب استاد بزرگ ( آرمان )

فاطمه حسینی

Dark angle

لادن

شیفته

یاسمن جی آر

استلا

راهی آسمان

الهام

یاسمن مجیدی

فاطمه ( قاطی پاتی )

نبات خدا

آبان

هانا

جناب بیگانه ای در خط زمانی متفاوت

جناب یادداشت های یک پسر

جناب پسر آبان

جناب پسر خط خطی ( نمیدونم فکر کنم همین بود اسم وب)

ریحانه

یاسمن گلی

جناب یادداشت های یک جادوگر

و هر کسی دیگه که ممکن از قلم افتاده باشه :)

برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: شنبه 7 فروردين 1400 ساعت: 20:38

صفحه بندی