خرید بک لینک

این آخر سالی ، آخرین ساعت های 97 دارم به این فکر میکنم که اینکه میگن امروز مامانمو بغلم کرده و تو بغلش گریه کردم چه حسی داره ؟

اینکه هم قدم با تو باشه :) یا یه جور خاص صدات بزنه اصلا یه جور خاص یعنی چی ؟

راستی عزیزم و دوستت دارم ، این جمله ها میتونه حسی داشته باشه ؟ اینکه وقتی تو خودت هستی بگه میخوای بریم بازار ، خرید ! اینکه فقط جلو دیگران نخواهد به تو افتخار کنه یواشکی بیاد بهتر بگه من بهت افتخار میکنم اصلا چرا یواشکی مثلا بگه دختر خوبی هستیا :)

یه روز بگه میخوای تو آشپزی کنی ؟ میخوایم دستپختت رو بخوریم البته اگه بعدش زنده بمونیم در مورد خوب یا بد بودنش حرف بزنیم .

اصلا چه طوریه بگه میخوای تو یه بار نقش مامان رو ایفا کنی و مسولیت های خرید ، رسیدگی به غذا و تمیزی خونه رو به عهده بگیری ؟


واقعا چه حسی داره وقتی یه مامان دخترش رو بغل میکنه وقتی برای خودش دیگه خانوم شده :) به نظرم تصورش هم آرامش بخش ، آره تصور این برام آرامش بخش :)

برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 15:06

صفحه بندی